براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد
مجموعه کامل بهترین متن های تبریک سال نو،متن آماده کارت پستال سال نو

بعضی از دوستان بر روی کارت پستال ها و متن ها جملات زیبایی برای تبریک عید درج میکنند . در ادامه مجموعه کاملی از متون زیبای تبریک برای شما آماده کردم که شامل انواع متن های ادبی ، رسمی ، اداری ، دوستانه ، فانتزی و ... میباشد . امیدوارم مفید واقع شود
متن های آماده برای کارت پستال در ادامه ی مطلب
مطالب مرتبط :
سری کامل کد های مخفی گوشی های نوکیا
روزی یک آیه مهمان خدایتان باشید... (فقط تو میتوانی آرامم کنی... )
اس ام اس و پیامک سال نو اس ام اس سال تحویل. اس ام اس لحظه ی سال تحویل. ، اس ام اس آخر سال
پیامک های تبریک سال جدید
این گل تقدیم بهترین دوستم
بهترین و جدید ترین اس ام اس های سرکاری
كم كردن هزينه sms فينگليش در سيم كارت هاي همراه اول
وزير ارتباطات: اپراتورها سال آينده سيم كارت رايگان عرضه ميكنند
مجموعه جملات و اس ام اس های عاشقانه
مجموعه تصاویر محرم برای دسکتاپ
اس ام اس موبایل شب یلدا
اس ام اس و پیامک شب قدر
اس ام اس های ناب و جدید فلسفی
برچسبها : مجموعه - کامل - بهترین - متن - های - تبریک - سال - آماده - کارت - پستال
0
برای کاهش آسیبهای چهارشنبهسوری بخوانید (هشدار های چهارشنبه سوری)

هشدارها تکراری است، اما باید باز هم تکرار شود، مثل هر سال .
آمارهای اورژانس نشان می دهد بیشترین گروه آسیبدیده در حوادث چهارشنبه سوری، گروه سنی ۱۶ تا ۲۳ سال و سپس گروه سنی ۸ تا ۱۵ سال می باشند.
کارشناسان می گویند سوختگیهای ناشی از بازی با مواد محترقه خطرناک در چهارشنبه سوری دارای دو نوع عوارض هستند.
برخی از آنها به عنوان عوارض زودرس مطرح هستند و برخی در درازمدت در افراد عوارض ایجاد میکند. قطع عضو بدن از عوارض زودرس سوختگیهاست. عفونت ثانویه در محل زخم ناشی از سوختگی، یک عارضه زودرس دیگر است.
آسیبهای چشم
کوری چشم در صورت اصابت مستقیم ترکشهای ناشی از انفجار مواد محترقه یکی از مواردی است که زیاد در چهارشنبه سوری دیده میشود. میزان کوریهای ایجاد شده به حدی است که عنوان “نابینایی در چهارشنبه سوری” را به خود اختصاص داده است.
بر اساس آمار موجود ۴۴ درصد از آسیبهایی که در این مراسم وارد می شود، در چشم راست، ۳۷ درصد در چشم چپ و ۱۹ درصد در هر دو چشم است، که ۲۶ درصد آسیبها به دلیل نارنجک، ۵۱ درصد به دلیل سیگارت و ۶ درصد نیز به علت فشفشه اتفاق میافتد. همچنین ۵۸ درصد آسیبدیدگان مردانی با میانگین سنی ۱۷ سال بودهاند.
مراجعه سریع به چشم پزشک در صورت برخورد هر شیئی با چشم میتواند شدت ضایعه را کاهش دهد. در موارد خفیف با انجام مراقبتهای طبی یا انجام اعمال جراحی میتوان بینایی فرد را به او بازگرداند، ولی متاسفانه در موارد شدید چارهای جز تخلیه چشم باقی نمیماند.
بعد از هر گونه آسیب به چشم، تنها کاری که باید بکنید آن است که چشم را با یک کاور، بدون آنکه با خود چشم آسیب دیده تماس داشته باشد بپوشانید و بیمار را سریعا به یک مرکز چشم پزشکی بفرستید.
مراکز تخصصی چشم پزشکی در تهران عبارتند از: بیمارستان فارابی(خیابان کارگر، نبش میدان قزوین)، بیمارستان امام حسین(ع)(خیابان نظامآباد)، بیمارستان لبافی نژاد(خیابان پاسداران.)
ضایعات پوستی و ریوی
کارشناسان میگویند هیچ ماده شیمیایی غیر خطرناکی وجود ندارد. نیترات پتاسیم، کلرات باریم، ارسنیک، نیترات سالیسیوم و پرکلرات پتاسیم به کار رفته در مواد محترقه و منفجره به علت ترکیب با اکسیژن و کربن همگی به نوعی خطرناک هستند و ممکن است حتی هنگام کار و تهیه، عوارضی را برای کارگران به همراه داشته باشد.
به عنوان مثال مواد شیمیایی با پایه کلر و کلرات به لحاظ درجه آتشگیری بسیار پایین ناراحتیهای پوستی- ریوی ایجاد میکنند، حتی در مقیاس بالاتر آثار خونی را به جا می گذارند.
دردهای شکمی، سرگیجه، حالت استفراغ و اسهال و در برخی موارد ناراحتیهای تنفسی پیشرفته از آثار این مواد شیمیایی برای تولید کنندگان است. تماس با ترکیبات نیتراته سبب خوردگی پوست میشود.
حساسیتهای پیشرفته بر روی غشای پوستی و حتی در صورت جذب از راه پوست، سوختگیهای پیشرفته پوست از عوارض ترکیبات نیتراته است. تنفس پودرهای گوگردی هم آثار تنفسی، سرفههای شدید و تنگی نفس را در پی دارد.
در صورتی که مواد شیمیایی با پوست شما برخورد کرد، بلافاصله آن را با آب فراوان شستشو دهید و به یک مرکز درمانی مراجعه کنید.
کمکهای اولیه
پزشکان میگویند اگر پس از شنیدن صدای بلند ناهنجار دچار تپش قلب یا وزوز گوش یا کاهش شنوایی و علایمی شبیه این شدید، تنها کاری که باید بکنید این است که در یک فضای آرام استراحت کنید.
در صورتی که علایم بیش از ۴۲ ساعت ادامه یافت به پزشک مراجعه کنید. زنان باردار بهتر است در این شب به جز موارد ضروری از منزل خارج نشوند، چون شوک ناشی از انفجارهای مواد محترقه باعث سقط جنین می شود.
همچنین پزشکان توصیه می کنند از جمله راه های به حداقل رساندن جراحات می توان به دور کردن بیمار از منبع ایجاد ضایعه، متوقف ساختن روند سوختگی (با لحاف یا پتو یا کت، با آب، غلطاندن روی زمین)، در آوردن تمامی لباسها و محلهای چسبیده را قیچی کردن، درآوردن تمامی زیور آلات و سرد کردن سریع با آب تمیز در طی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه اول اشاره کرد.
هدف از درمان سوختگی به حداقل رساندن خطر عفونت، التیام بخشیدن هر چه سریعتر زخم، حفظ کردن حرکات فیزیکی اعضاء، به حداقل رساندن ناهنجاریها از نظر زیبایی و باز گردانیدن هرچه سریعتر نو توانی فیزیکی و روحی و اجتماعی بیمار است.
مطالب مرتبط :
بيست روش كاهش هزينه استفاده از اينترنت Dial-up
هشدار برای کاربران یاهو
تلفن همراه تهديدي براي زنبوران عسل
پیامک و اس ام اس مخصوص چهارشنبه سوری
اس ام اس های ناب نوروز 89 و چهارشنبه سوری
سرگرمی جدید!!!
موبایل چگونه شنود میشود؟؟؟ (حتما بخوانید)
پیامک های عاشقانه
برچسبها : برای - کاهش - آسیبهای - چهارشنبهسوری - بخوانید - هشدار - های - چهارشنبه - سوری
0
داستان کوتاه و بسیار خواندنی و پند آموز

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود.
اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:” من چقدر باید بپردازم؟”
و او به زن چنین گفت: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!“
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست
بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست، واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره، زن از در بیرون رفته بود،
درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:” شما هیچ بدهی به من ندارید.
من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!“.
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر میکرد به شوهرش گفت :”دوستت دارم اسمیت، همه چیز داره درست میشه“
مطالب مرتبط :
چند داستان کوتاه ولی آموزنده ( حتما بخونید )
داستان یه مدیر و یک مهندس
لطیفه های بامزه و کوتاه
اس ام اس جملات كوتاه ولي عميق
پیامک های زیبای خواندنی
اس ام اس های عاشقانه ناب و بسیار زیبای آبان ماه 88
54 سخن بسیار زیبا برای اس ام اس
پند کده
برچسبها : داستان - کوتاه - بسیار - خواندنی - پند - آموز
0
داستان های کوتاه برای اس ام اس
http://www.bia2sms.royablog.com

دلتنگی های اژدهای شهر بازی
چند متر به دریای جنوب چین نزدیک می شوم. چند متر از دریای جنوب چین دور می شوم.چند متر به دریای جنوب چین نزدیک می شوم. چند متر از دریای جنوب چین دور می شوم.
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
صدقه
پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد . دست برد و از جیب کوچک جلیقه اش سکه ای بیرون آورد . در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد ” صدقه عمر را زیاد می کند” منصرف شد.
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
زن
مثل سیب غل خورد . به جدول خورد . صورتش کبود بود و کثیف . مرد اسکناسی انداخت و سوار شد ، عابرین هم. زن سفید تر می شد. مامور شهرداری کراکت میم مثل مادر را کشید روی زن . دانه های باران از میان درختان خیابان شروع به باریدن کردند . زن کنار خیابان بود .
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
آشغال ها
زن گفت ” نگذارشون بیرون تا وقتی ماشین می آد . باز این لعنتی ها پارش می کنن و بوی گندشون کوچه رو ور می دار”مرد قبل از گره زدن پلاستیک روی آشغال ها سم ریخت و گفت ” دیگه کارشون تمومه ، فردا باید جنازه هاشون رو شهر داری گوشه و کنار خیابون جمع کنه ” و کیسه زباله را بیرون برد . فردا روزنامه ها تیتر زدند : ” مرگ خانواده پنج نفره بر اثر مسمومیت ناشی از خوردن پس مانده های غذایی”
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
اسب سفید
اسب سفید قرار بود دخترک را ببرد تا شهر آرزوهایش . دخترک شنل توریش را پوشیده بود و آماده آماده بود . اسب سفید را هم زین کرده بودند. وقتی سوار شد مادرش گفت : ” سکه رو که انداختم . راه می افته”
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
دکمه جا افتاده
(یادته پارسال که برف می اومد با هم از روی ریل قطار گذشتیم؟)
(آره آره چه روز قشنگی بود)
(یادته یه گلوله برف ریختم تو یقه لباست؟)
(وای هنوز که فکرش و می کنم تنم یه جوری میشه)
( موهاتو تازه رنگ کرده بودی یه ژاکت صورتی تنت بود )
(تو هم یه کلاه بافتنی سفید سرت بود چقدر بهت می اومد )
سکوت. بعد از چند دقیقه
(راستی اسمت چی بود؟)
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
پوتین
-” مامانی چلا بابا جون بلا تولدم پوتین کوچولوهه لو که قول داده بود نیاولد؟”
-” می دونی که بابایی سرش بره قولش نمی ره و تو بخواب تا بیدار بشی اونم با هدیه ات میاد….اینم صدای در . دیدی گفتم حتما میاد . پاشو پسرم دیگه نخواب ، بابایی پو تیناشو برات فرستاده”
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
شاه
منلیک شاه حبشه با ابهت بود و ضمنا منلیک نو گرا بود. شنید در نیو یورک محکومین را به روشی جدید اعدام می کنند . دستور داد ازین اختراع تازه -صندلی الکتریکی- سه تا خریدند. محموله که رسید چیزی به خاطر منلیک آمد . در کشور او ، حبشه پدیده ای به نام برق وجود نداشت. منلیک مقتصد بود یکی از سه صندلی الکتریکی را تبدیل کرد به تخت شاهی حبشه.
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
آفتابگردان
آفتابگردان هرگز راز این معما را نفهمید… که چرا رسوایی این عشق بر گردن او افتاد… مگر این آفتاب نبود که هر روز شرق تا غرب آسمان را میپیمود تا نور را به او هدیه بدهد…
مطالب مرتبط :
چند داستان کوتاه ولی آموزنده ( حتما بخونید )
داستان یه مدیر و یک مهندس
اس ام اس جالب سری اول
اس ام اس عاشقانه سری3
جملات کوتاه ولی عمیق برای اس ام اس
راهکارهایی برای مطالعه موفق
ترفند 100% تضمینی برای زنگ زدن بدون افتادن شماره
قسمت دوم خطای چشم
هر كه چاهی بكند بهر كسی اول خودش دوم كسی...
سوالات جالب هوش و پاسخ های باور نکردنی !!
برچسبها : داستان - های - کوتاه - برای - سری - دوم
0
داستانهای کوتاه برای اس ام اس
گرما
لیوان آبِ یخ از گرما عرق کرده بود و تشنة یک جرعه آب بود…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
پاککن
مدادپاککن تمام شده بود… نمیدانست باید خوشحال باشد یا ناراحت… خوشحال از پاک کردن اونهمه اشتباه یا ناراحت از زیاد بودن آنها…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
مداد رنگی
قهوهای پررنگ، قهوهای کمرنگ، سرمهای، آبی، سبز پررنگ و سبز کمرنگ، ارغوانی، قرمز، نارنجی و زرد همه میان ی کردند تا مداد سیاه و سفید از بیعدالتی غصه نخورند…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
تقویم
چاپخانه همه تقویمها را مثل هم چاپ کرد ولی تقویم روزهای هرکس با بقیه فرق داشت…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
آرزوهای بزرگ
ته دل هرکس یه آرزوی بزرگ بود که در عین سادگی هرگز برآورده نشده بود… جارو میخواست یکبار هم که شده خودشو تمیز کنه… آینه میخواست خودشو ببینه… دوربین عکاسی آرزو داشت کسی یکبار از اون هم عکس بندازه… لغتنامه میخواست معنی خودش رو بفهمه…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
بازگشت
گفت دیگه هرگز بر نمیگردم… راه خودش و گرفت و رفت… تا میتونست دور شد… غافل از اینکه کره زمین گرد بود…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
در
هی با کله میخورد به دری که خدا اونو بسته بود. گریه میکرد، بیتابی میکرد، دعا میکرد… اما انگار هیچ فایدهای نداشت… فکر میکرد خدا صدای اونو نمیشنوه… ناگهان چشمش به در دیگری افتاد که خداوند از روی رحمتش گشوده بود… سالها بعد حکمت اون در بسته رو هم فهمید…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
اتاقک زیر شیروانی
زیرزمین از اول بهش حسودی میکرد چون اون خیلی بالاتر بود و حتماً خوشبختتر…غافل از اینکه اتاقک زیر شیروانی هم در واقع زیرزمینی بیش نبود…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
تقدیر
در زندگیش بینهایت زحمت کشیده بود و بینهایت هم پیشرفت کرده بود… اما هنوز ناراضی بود… حق هم داشت… تقدیر، سرنوشت او را از منفی بینهایت کلید زده بود…
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
مکافات عمل
فرزندی پدر پیرش را کُول کرد و به کوهستان برد. وقتی به بالای کوه رسید، پسر غاری پیدا کرد و پدر را آن جا گذاشت. هنگامی که می خواست برگردد، با خنده های پدر پیرش مواجه شد. پدر نگاهی به پسر جوانش کرد و گفت: «من هم چون تو، روزی پدر پیر و ناتوانم را همین جا رها کردم و رفتم و حالا تو مرا این جا آوردی. روزی هم پسرت تو را به این جا خواهد آورد!»
-..-..-..-..-..-..-..-..-..-.. داستانهای کوتاه اس ام اسی -..-..-..-..-..-..-..-..-..-..
هدیه
اواسط اردیبهشت بود .موقع تدریس صدای شکستن شیئی در کلاس توجه مرا به خود جلب کرد. از گریه های ابوالفضل فهمیدم گلدانی را که با خود به کلاس آورده بود از زیر میزش افتاد و شکست . اشک هایش را پاک کردم و با هم تکه های شکسته گلدان را جمع کردیم . روی یکی از تکه های گلدان کاغذ کوچکی چسبانده شده بود. سپاس معلم ، روزت مبارک
مطالب مرتبط :
داستانهای کوتاه کوتاه پیامکی
داستان کوتاه اس ام اسی ( پیامکی )
چند داستان کوتاه ولی آموزنده ( حتما بخونید )
جملات کوتاه ولی عمیق برای اس ام اس
برچسبها : داستانهای - کوتاه - اسی - برای - سری - اول
0
داستان آموزنده و جالب ( پیرمرد و الاغ )

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.
پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.
مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.
روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …
نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!
مطالب مرتبط :
خلاصه داستان «اخراجیها 2»
داستان یه مدیر و یک مهندس
جملات آموزنده همراه با عکس
عکس جالب و دیدنی
بهترین و جالب ترین پیامک های سرکاری
سه پیرمرد
برچسبها : داستان - آموزنده - جالب - پیرمرد - الاغ
0
بغض ها و اشک ها
گاهی اوقات ، توی بعضی شرايط ، يه بُغض سنگين راه گلومو می بنده ...
تو اون لحظه دلم ميخواد منفجر بشم ... آره ، منفجر بشم و مشکلاتم رو به همه بگم ، بگم که دارم چه دردی رو تحمل ميکنم و روحم زير اين فشار داره داغون ميشه ..........
همون موقع به خودم ميگم : که چی؟ برای چی بايد مشکلاتم رو به ديگران بگم ؟؟؟؟ ... بگم که چشماشون پُر از اشک بشه و دلشون برام بسوزه و بگن :”آخی ... بيچاره چه دردی رو داره تحمل ميکنه !!!!!!!! نه ...هرگز ! اين دلسوزيا .. اين ترحم ها ، حالمو بهم ميزنه ! برای همين تا حالا تحمل کردم و دم نزدم ،....
ميدونم تو هم مثل منی ...ولی ، ميدونی تفاوت من و تو چيه؟؟؟!! اينه که تو وقتی اون بُغض تا گلوت مياد و ميخواد بترکه ، تو اين اجازه رو بهش نميدی ، آره ، تو اين اراده رو داری که اجازه ندی اين بُغض بترکه...ولی من ، من اين اراده رو ندارم ، من اجازه ميدم بُغضم بترکه و اشکام بريزه رو گونه هام ... به خيال خودم آروم ميشم ، اما انگار بدتر ميشه !! ...
برای همينه که حالا سعی ميکنم گريه هم نکنم ، بشم يه سنگ که به هيچی توجه نداره ، يعنی توی اين دوره زمونه بايد يه سنگ بود تا باقی موند ، يه سنگ خارا ....
اما ، فکر که ميکنم ، ميبينم حتی سنگ بودن هم ارادهء قوی می خواد!!!!!!!
مطالب مرتبط :
هيچکس لياقت ديدن اشکاي تو رو نداره اوني که داره هيچوقت اشک تو رو در نمي اره
برچسبها : بغض - اشک - برگی - خاطرات - دست - نوشته - های
0








